کتابها آفتاب مهتاب ۱۰۴ از ۲۲۲ خاموش می سوزد آفتاب مهتاب در کنج باغچه آسوده لاک پشت بسته است چشم را؛ گربه کنار کیسه ی گندم لمیده است و گلّه نیم خواب - در آغل قفل - نشخوار می کند . تیره است آسمان ، تاریک دامنه . بر سر در حیاط آویخته چراغ خاموش می سوزد ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیترک فهرست شعر بعدی ←هنر پیشه