صفحه ی آینه

گندمزار

آینه با چشم باز ما را جذب کرد . ما را جذب کرد ، لبریز شد از نوازش های دست های انسانی بر تن انسانی . لبریز شد از قطرات درخشان اشک جاری شده از چشمها ی انسانی بر قلب انسانی . آینه ی قدی من ، با چشم باز رقص آن شعله ی جاویدت را جذب کرد و دور کرد و دور کرد اشیاء بی جان را تا ابد از صفحه ی خود ...
شعر تصادفی