زمان بلبل

گندمزار

دوست دارد که بخواند بلبل از ته دل . روی سروی که زمین باغچه ، ریشه اش را جا داد در قلبش . روی خاکی که آب قطره قطره در او جاری شد . در شعاع خورشیدی که گام به گام در تمام طول شب ، از صخره ی شب ، بالا آمده است تا بتابد دلکش . از خاک به خاک بلبل می گردد به هوای حیات زیبا ؛ با هزاران آواز ، زندانی ، در حنجره ی زرین اش ...
شعر تصادفی