آواز پرنده
مانی
جویبار ذرات هستی تو، از دو شکاف پلکم
به درونم جاری هستند :
گونه هایم گر می گیرند
تار های عصب لب هایم جان می گیرند : می خندم .
آشیان قلبم گرما می گیرد
با شادی محض می خواند مرغ عشقی
که لانه دارد در قلبم .
بیا !
و برای هزاران میلیون بار تجربه کن
تا جهان ابدی ثبت کند
این قانون را :
"من" هستم تنها با "تو"...