من خواب بودم
مانی
سرشار از شهد شیرین حیات
آوندها هم چنان می جوشیدند؟
می ریختند در کاسه ی گل؟
که هنوز هیچ شکلی نداشت؟
که هنوز ناپیدا بود
پنهان بود در گره ی کوچک سبز؟
در نور صبح می درخشد یک دسته ی گلبرگ سرخ
در میان باغچه.
آوند ها هم چنان می جوشیدند؟
در طول خواب شب من؟
تا مقصد گلبرگ شدن؟
گل بودن در باغ حیات؟...