از استخوان های ما

سال زنبق

باز بیا باز بیا روی خط زمان . ما به هم می پیوندیم و بدن های پرآواز ما جزو به جزو با هم می خوانند در آغوش هم . باز بیا پیش بیا در ژرفای قلب این سیاره ما با هم می خوا بیم و فوراه ی آمیزش ما شاد و سرخوش از دهان هر چاه ، بیرون می آید در هوا می رقصد، می رقصد و سرانجام سر انجام با آهنگ پرشور نور در قلب فانوس زمین ، می ریزد . بعد از این تاریکی ها بی هیچ مرز با آتش مهر ، آمیخته با استخوان های ما ...
شعر تصادفی