طبیعتِ ما

سال زنبق

سرپیچی کرد دستِ من طی کرد فاصله را چسبید به بازوی تو . سرپیچی کرد دهانت ، باز شد به خنده غنچۀ گل باز شد تبدیل شد به گل سرخ . سرپیچی کرد پروانه چرخید دور تو ، و نشت بر دامن من . بارور شد بطنم از هستی تو از هستی نو . سرپیچی کرد طبیعت قلبِ طبیعت از فرمان پوشالی " ایست " ، صادر شده از حلق قرون وسطی ...
شعر تصادفی