رمز عبور
شبانه
شناور
در گرمای تنت
از شب به صبح
آمده ام
از صبح به شب ؛
و گذشته ام
همچون جنینی در بطن امن ،
از میان دالان زمان ؛
و دور شدم
از همه پُتک های کُشنده
ضربه های مهلک
و عربده های جنگی .
دور شدم
از گذشته
- بی سنگینی –
در گرمای آغوشت
زیر چتر امن آسمانی
گسترده
با سوسوی دل انگیز ستاره هایش
در مردمک چشمانت ؛
روز و شب
از
قرن
به
قرن ...