بوسه بر دست تو

شبانه

کلید را می چرخانی صدای تَقه : و زبان قفل می جنبد . صدای آشنا : گردش لولای در . در باز باز همچون آغوشی به روی من گل صد برگ شکفته ، در صحرا ، مورچه ای می نوشد می بوسد شهد گل را . بوسه بوسه می نشانم بر دستت ، که اگر می خواست می توانست زبان قفل را هر گز نگشاید ...
شعر تصادفی