سرو!
زن
سبز نشد هیچ سروی به رنگ خاکستر.
وقت غروب
وقتی که زمان سُر می خورد سمت تاریکی
سروهای آزاد، خاکستری تیره نمودار شدند
تنها نمودار شدند،
پس از آن تاریک شدند
همچون زنان عزادار عزیز
در چشم ما.
تنها در چشم ما تاریکی بر همه چیز
در سروستان، غالب شد:
تاریکی غالب شد
اما پیروز نشد
در زمانی که زمان، با عشق ما، بی پروا می دود
سمت روز...